اگر تست زیاد میزنی ولی درصدهایت بالا نمیرود، احتمالاً مشکل اصلی کمبود تست نیست؛ بلکه نحوه تستزدن، تحلیل تستها و استفادهای است که از آنها میکنی. تست زمانی باعث پیشرفت میشود که دانش، سرعت، دقت یا توانایی تو در جلوگیری از اشتباهات را بهتر کند.
شاید برایت پیش آمده باشد که آخر روز با خودت بگویی: «امروز ۱۵۰ تا تست زدم، پس چرا وقتی آزمون میدهم هنوز همان درصد قبلی را میزنم؟» این اتفاق برای خیلی از دانشآموزها میتواند گیجکننده باشد، مخصوصاً وقتی فکر میکنی هرچه تعداد تست بیشتر باشد، نتیجه هم باید بهتر شود.
در این مقاله قرار است ۵ دلیل مهم نتیجه نگرفتن از تستزنی را بررسی کنیم و در پایان یک روش ساده به تو میدهم تا بعد از هر پارت تست، بهجای فقط شمردن تعداد تستها، واقعاً بفهمی چقدر پیشرفت کردهای. یک نکته مهم هم درباره مقایسه درصدها در آزمونهای مختلف وجود دارد که خیلی وقتها نادیده گرفته میشود.
هدف از تستزدن، پر کردن عدد گزارش کار نیست؛ هدف این است که از هر تست چیزی به دست بیاوری.
آیا زیاد تست زدن یعنی حتماً پیشرفت میکنیم؟
نه لزوماً.
تعداد تست بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجیدن پیشرفت نیست. تست برای ما فقط یک عدد نیست؛ باید باعث شود حداقل یکی از این اتفاقها برایمان بیفتد:
- دانش و یادگیریمان بیشتر شود.
- سرعت تستزدنمان بهتر شود.
- دقتمان بالاتر برود.
- اشتباهاتمان کمتر شود.
حالا فرض کن ۲۰۰ تست زدهای، اما هیچکدام از این اتفاقها برایت نیفتاده است. در این شرایط، صرفاً زیاد بودن تعداد تستها نمیتواند به معنی پیشرفت واقعی باشد.
پس اگر امروز ۱۵۰ تست زدی اما درصدت همان قبلی است، اولین واکنش نباید این باشد که فردا ۲۰۰ تست بزنم!
اول باید بفهمی مشکل دقیقاً کجاست.
۵ دلیل مهم اینکه با وجود تست زیاد پیشرفت نمیکنیم
۱. تست میزنی، ولی تستها را تحلیل نمیکنی
این شاید یکی از مهمترین دلایلی باشد که باعث میشود تعداد تستها زیاد شود اما نتیجه تغییر زیادی نکند.
فرض کن ۵۰ تست زدهای و ۲۰ تست را غلط جواب دادهای.
اگر فقط جواب درست را نگاه کنی، پاسخ تشریحی را بررسی نکنی و سریع بروی سراغ تست بعدی، بخش مهمی از کار را انجام ندادهای.
چون غلط بودن یک تست خودش یک سرنخ مهم به تو میدهد.
بعد از هر تست غلط باید از خودت بپرسی:
- چرا این تست را غلط زدم؟
- آیا مفهوم را ناقص یاد گرفتهام؟
- اگر یادگیریام ناقص است، دلیلش چیست؟
- آیا برای این مبحث کم وقت گذاشتهام؟
- آیا صورت سؤال را اشتباه خواندهام؟
- آیا بیدقتی کردهام؟
- چرا بین دو گزینه شک کردم؟
- آیا روش حل این تیپ تست را بلد نیستم؟
وقتی این سؤالها را از خودت میپرسی، تست غلط دیگر فقط یک «غلط» نیست؛ تبدیل میشود به اطلاعاتی درباره وضعیت مطالعه تو.
فرق تست زدن بدون تحلیل و تست زدن با تحلیل
| تست زدن بدون تحلیل | تست زدن با تحلیل |
|---|---|
| فقط تعداد تست بالا میرود | علت اشتباهات مشخص میشود |
| غلطها دوباره تکرار میشوند | برای جلوگیری از تکرار اشتباه تلاش میکنی |
| احساس میکنی زیاد کار کردهای | دقیقتر میفهمی چه چیزی یاد گرفتهای |
| تمرکز روی تعداد تست است | تمرکز روی کیفیت یادگیری است |
پس اگر تست زیادی میزنی ولی نتیجه نمیگیری، اول تحلیل تستهایت را بررسی کن.
۲. تستهایت هدف مشخصی ندارند
یک اشتباه رایج این است که صبح تصمیم بگیری:
«امروز باید ۱۰۰ تست بزنم.»
اما سؤال مهمتر این است:
این ۱۰۰ تست قرار است چه چیزی را در من بهتر کند؟
تست زدن باید با مرحلهای که در مطالعه قرار داری متناسب باشد.
مثلاً:
وقتی تازه یک مبحث را شروع کردهای
در این مرحله، تست آموزشی میتواند مناسب باشد؛ چون قرار است در جریان حل تست، بیشتر با نحوه برخورد با سؤالها آشنا شوی و یادگیریات را تقویت کنی.
وقتی مبحث را بلدی و میخواهی سرعتت را بالا ببری
در این شرایط، تست زماندار اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چون دیگر فقط درست جواب دادن مهم نیست و سرعت هم باید مورد توجه قرار بگیرد.
وقتی به آزمون نزدیک هستی
اینجا تستهای ترکیبی و تستهایی که شرایطشان به آزمون شبیهتر است، میتوانند وارد برنامه شوند.
بنابراین قرار نیست همیشه یک مدل تست بزنی.
تست خوب، تستی نیست که فقط تعدادش زیاد باشد؛ تست خوب باید با هدف مطالعاتی تو هماهنگ باشد.
۳. تستهایی میزنی که برای سطح فعلی تو مناسب نیستند
این مورد بهخصوص میتواند برای دانشآموزان کمالگرا اتفاق بیفتد.
گاهی دانشآموز هنوز تسلط کافی روی یک مبحث پیدا نکرده، اما مستقیم سراغ تستهای خیلی سخت یا منابع سطح بالا میرود؛ منابعی که حتی ممکن است بدون راهنمایی مشاور انتخاب کرده باشد.
بعد مثلاً از ۲۰ تست، ۱۵ تست را غلط میزند و با خودش میگوید:
«من هیچی بلد نیستم!»
در حالی که شاید مشکل اصلی اصلاً این نباشد.
ممکن است مشکل این باشد که تست انتخابشده با مرحله یادگیری دانشآموز هماهنگ نبوده است.
قرار نیست اولین تستی که میزنی، سختترین تستی باشد که میتوانی پیدا کنی.
بهتر است از سطح مناسب خودت شروع کنی و بهتدریج سختی تستها را بالاتر ببری.
اگر احساس میکنی منبعی که استفاده میکنی با سطح فعلی تو تناسب ندارد، بهتر است با مشاورت درباره انتخاب منبع مناسب مشورت کنی.
یک نکته مهم
سخت بودن تست همیشه به معنی بهتر بودن تست برای تو نیست.
ممکن است یک تست برای دانشآموزی مناسب باشد، اما برای دانشآموز دیگری که هنوز در مرحله یادگیری همان مبحث است، انتخاب مناسبی نباشد.
پس هنگام انتخاب تست، فقط به سخت بودن آن نگاه نکن؛ ببین برای مرحلهای که خودت در آن قرار داری مناسب هست یا نه.
۴. تست میزنی، ولی اشتباهات قبلیات را دوباره تکرار میکنی
فرض کن امروز یک سؤال را به خاطر بیدقتی غلط زدهای.
یک هفته بعد، سؤال دیگری میبینی و دقیقاً همان مدل بیدقتی را دوباره انجام میدهی.
اگر این اتفاق چند بار تکرار شود، یعنی تست زدهای، اما از تستهایت به اندازه کافی یاد نگرفتهای.
اینجاست که ثبت اشتباهات پرتکرار میتواند کمککننده باشد.
البته قرار نیست برای تکتک تستهای غلط یک دفتر قطور درست کنی!
گاهی فقط کافی است نکته مهمی را که باید در مرورهای بعدی دوباره ببینی، یادداشت کنی.
برای مثال:
- در زیست، نکات مهم را داخل کتابت بنویس.
- برای شیمی میتوانی دفتر نکات داشته باشی.
- برای فیزیک میتوانی دفتر فرمولنویسی و نکتهنویسی داشته باشی.
هدف این نیست که حجم زیادی از نوشته تولید کنی.
هدف این است که اشتباهات مهم و پرتکرار تو دوباره جلوی چشمت قرار بگیرند تا احتمال تکرارشان کمتر شود.
از خودت بپرس:
«من فقط تست غلط قبلی را دیدم یا واقعاً دلیل غلط زدنم را فهمیدم؟»
این دو تا با هم فرق دارند.
۵. شاید مشکل اصلی تو اصلاً تستزدن نباشد!
این مورد را باید خیلی جدی بگیری.
گاهی دانشآموز میگوید:
«من روزی ۱۵۰ تست میزنم، ولی درصد زیستم ۳۰ درصده!»
در این شرایط ممکن است مشکل اصلی کمبود تست نباشد.
شاید مفهوم را ناقص یاد گرفتهای.
شاید مرور کافی نداشتهای.
شاید مطالب را فقط یک بار خواندهای و بلافاصله سراغ تست رفتهای.
در چنین شرایطی، اضافه کردن تست بیشتر لزوماً مشکل را حل نمیکند.
گاهی باید یک مرحله برگردی عقب و از خودت بپرسی:
«اصلاً چیزی که دارم ازش تست میزنم را درست یاد گرفتهام؟»
اگر جواب این سؤال منفی باشد، شاید قبل از افزایش تعداد تستها باید روی یادگیری و مرور کار کنی.
یک اشتباه دیگر؛ مقایسه درصد آزمونهای متفاوت
علاوه بر این ۵ دلیل، یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد که باید هنگام بررسی پیشرفتت به آن توجه کنی.
فرض کن این هفته در آزمون، مبحث گوارش را میزنی و ۵۰ درصد میگیری.
هفته بعد مبحث تنفس را میزنی و درصدت میشود ۴۰ درصد.
آیا این یعنی حتماً پسرفت کردهای؟
نه.
چون هر هفته ممکن است مبحث متفاوتی را آزمون داده باشی و سطح تسلطت روی این دو مبحث یکسان نباشد.
مثلاً اگر قبلاً در مبحث تنفس ۲۰ درصد میزدی و حالا ۴۰ درصد گرفتهای، این میتواند برای خودت نشانه پیشرفت باشد؛ حتی اگر درصد آزمون جدیدت از آزمون قبلی کمتر شده باشد.
پس برای بررسی عملکردت فقط به عدد درصد نگاه نکن.
ببین در همان مبحث، عملکردت نسبت به قبل چه تغییری کرده است.
بهجای «چند تست زدم؟» بپرس «از تستها چه یاد گرفتم؟»
حالا میرسیم به یک روش خیلی ساده که میتوانی از همین امروز اجرا کنی.
بعد از هر پارت تست، فقط تعداد تستها را ثبت نکن.
مثلاً به جای اینکه بنویسی:
امروز ۱۲۰ تست زدم.
این اطلاعات را هم برای خودت مشخص کن:
- ۱۲۰ تست زدم.
- ۸۵ تست درست بود.
- ۲۰ تست غلط بود.
- ۱۵ تست را نزدم.
- دلیل غلطها چه بود؟
- دلیل نزدهها چه بود؟
- آیا در تستهای زماندار هم همین عملکرد را دارم؟
این کار باعث میشود تستزدن برایت تبدیل به یک ابزار تشخیص شود، نه فقط یک عدد برای پر کردن گزارش کار.
اگر تعداد غلطهایت زیاد است
برو سراغ تحلیل غلطها.
ببین بیشتر به چه دلیلهایی اشتباه کردهای:
- ضعف در یادگیری؟
- بیدقتی؟
- اشتباه در خواندن سؤال؟
- بلد نبودن روش حل؟
- شک بین گزینهها؟
اگر تعداد تستهای نزده زیاد است
بررسی کن مشکل از کجاست.
آیا تسلط کافی روی مبحث نداری؟
آیا منبع یا تست انتخابشده برای سطح فعلی تو مناسب نیست؟
اگر درستهایت زیاد است ولی درصد آزمونت پایین است
ببین آیا در شرایط آزمون و تستهای زماندار هم همین عملکرد را داری یا نه.
همچنین بررسی کن آیا تکنیکهای تستزنی و مهارت آزمونی را در شرایط آزمون به کار میبری یا خیر.
چکلیست ۵ سؤال قبل از اینکه تعداد تستها را بیشتر کنی
اگر احساس میکنی تست زیاد میزنی ولی درصدت بالا نمیرود، قبل از اینکه تعداد تستها را افزایش بدهی، این ۵ سؤال را از خودت بپرس:
| سؤال | چیزی که باید بررسی کنی |
|---|---|
| ۱ | آیا تستهایم را درست تحلیل میکنم؟ |
| ۲ | آیا تستهایم هدف مشخصی دارند؟ |
| ۳ | آیا سطح تستها با مرحله مطالعاتی من مناسب است؟ |
| ۴ | آیا از اشتباهات قبلیام درس میگیرم؟ |
| ۵ | آیا مشکل اصلی من تستزدن است یا یادگیری و مرور؟ |
اگر جواب این ۵ سؤال را پیدا کنی، احتمالاً متوجه میشوی که همیشه مشکل از کم تست زدن نیست.
گاهی مشکل، نحوه استفاده از تستهاست.
جمعبندی؛ دنبال رکورد تستزنی نباش، دنبال رکورد یادگیری باش
اگر تست زیادی میزنی ولی درصدت بالا نمیرود، اولین واکنش تو نباید این باشد که تعداد تستها را بیشتر کنی.
اول بررسی کن که تستهایت را تحلیل میکنی یا نه، برای تستزدنت هدف داری یا نه، سطح تستها با مرحله مطالعاتیات هماهنگ است یا نه، اشتباهات قبلی را تکرار میکنی یا نه و اصلاً مشکل اصلیات تستزدن است یا یادگیری و مرور.
در نهایت یادت باشد:
قرار نیست فقط رکورد تعداد تستهایت را بالا ببری؛ قرار است از تستهایی که میزنی، بیشتر یاد بگیری.
اگر در تستزنی، تحلیل آزمون، برنامهریزی یا پیدا کردن دلیل افت درصدها سردرگم هستی، میتوانی از مشاوره کنکور کمک بگیری تا متناسب با سطح فعلیات مسیر پیشرفتت را پیدا کنی. فرقی نمیکند الان در چه سطحی هستی؛ هدف این است که با بررسی درست شرایطت، قدمبهقدم عملکردت را بهتر کنی.